العلامة المجلسي
970
حياة القلوب ( فارسي )
كردهام « 1 » وچون اين وجه كه از معدن وحى والهام ظاهر گرديده بهترين وجوه است در اين كتاب به همين اكتفا نمود . در حديث معتبر منقول است كه از حضرت صادق عليه السّلام پرسيدند : آنچه سليمان در اين آية سؤال كرد ، خدا به أو عطا فرمود ؟ گفت : بلى ، وخدا بعد از أو به كسى نداد از استيلاى بر شيطان آنچه به پيغمبر آخر الزمان صلّى اللّه عليه وآله وسلّم داد ، گلوى شيطان را بر ستونى از ستونهاى مسجد چنان فشرد كه زبانش آويخته شد وبه دست مبارك آن حضرت رسيد . پس فرمود : اگر نه دعاى سليمان عليه السّلام بود هرآينه به شما مىنمودم أو را « 2 » . ابن بابويه رحمه اللّه به سند معتبر از آن حضرت روايت كرده است كه : چون حق تعالى وحى فرستاد بسوى داود عليه السّلام كه سليمان را خليفهء خود گرداند ، بني إسرائيل به فرياد آمدند وگفتند : خردسالى را بر ما خليفه مىكند ودر ميان ما از أو بزرگتر هست ؟ ! پس داود سركردهها وأكابر أسباط بني إسرائيل را طلبيد وگفت : به من رسيد آنچه شما در باب خلافت سليمان گفتيد ، شما عصاهاى خود را بياوريد وهر يك نام خود را بر عصاي خود بنويسيد وبا عصاي سليمان شب در خانهاى مىگذاريم وصبح بيرون مىآوريم ، پس عصاي هر كه سبز شده باشد وميوه داده باشد أو به خلافت الهى سزاوارتر خواهد بود . پس چنين كردند وعصاها را در خانه گذاشتند ودر خانه را بستند وسركردههاى قبائل بني إسرائيل همه حراست آن خانه كردند ، چون داود عليه السّلام نماز صبح را با ايشان بجا آورد در را گشود وعصاها را بيرون آورد ، چون بني إسرائيل ديدند كه در ميان عصاها عصاي سليمان عليه السّلام برگ برآورده وميوه داده است به خلافت آن حضرت راضى شدند . پس حضرت داود در حضور بني إسرائيل امتحان نمود علم آن حضرت را وپرسيد : اى فرزند !
--> ( 1 ) . بحار الأنوار 14 / 86 . ( 2 ) . قرب الإسناد 174 .